ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
پيشگفتار 53
معجم البلدان ( فارسى )
1951 و 1966 م ، ناقص ، با معرفى 53 دير چاپ شده است . ياقوت كه اين كتاب را در دست داشته ، در بخش « دير » ها ( چ ع 2 ص 641 - 700 ) ، 17 جا از وى نقل مىكند . دربارهء واژهء شابشتى ، مشكويه رازى ، در كشاكش دو سپاه ايرانى ضد عرب كه هر يك مىخواست زودتر بغداد را گرفته ، عبّاسيان را براندازد ، و براى اين كار به جاى اتحاد ، براى يكديگر كارشكنى مىكردند ، مىگويد : مرداويج - كه ايرانگراتر مىبود - براى آنكه بويه عربگراتر را - از چيرگى زودتر بر بغداد باز دارد ، برادر خود وشمگير را به فرماندارى رى نهاد ، و پردهدار خود شابشتى را با 2400 مرد گيلى و . . . به اهواز فرستاد ، تا راه بغداد را بر بويه ، ببندد ( تجارب الامم ، ترجمهء منزوى 5 : 400 ) خلكان همين را از كتاب « تاجى » نگارش صولى بو اسحاق ، نقل كرده ، شابشتى را واژهاى ديلمى دانسته ، كه نام پردهدار و شمگير ( 323 - 357 ) پسر زيار بوده است ( خلكان ، وفيات الاعيان 3 : 8 - 9 ) . انستاس كرملى استاد دانشگاه بغداد واژهء شابشتى را ساييده شدهء شاه پشتى - پشتيبان شاه مىداند . پس شايد ؛ تبار اين نديم عزيز مصر از آن خاندان بوده كه پس از شكست سامانيان گنوسيست به دست بويهييان سنّى زده ، و پس از كشته شدن مرداويج ايرانگرا ، به دست تركان خليفه ، آوازهء جنبش گنوسيستى اسلامى شمال آفريقا ، شكستخوردگان گنوسيست ايران را بدان سو كشانيد ، و پس از رسيدن به مصر به دربار اسماعيليان گنوسيست ، به نديمى رسيده باشد چنان كه همانند اين روند دربارهء حسن مهلّبى ( ص 72 ) ديده مىشود . براى زندگينامهء شابشتى ن . ك معجما 18 : 16 ، وفيات الاعيان خلكان 3 : 8 - 9 ، زركلى 5 : 142 از مجلهء علمى 18 : 253 ، پيشگفتار چ دوم ديارات از گورگيس عوّاد . شبيب ( ابن - ) ( 500 - 580 ) ياقوت تنها دو جا ، دربارهء « ذات عرق » و « غور » از اين مرد نقل كرده است ( ن . ك چ ع 1 : 405 : 9 ، و ترجمهء فارسى ص 359 و چ ع 3 : 651 : 20 ) . من گمان دارم او حسين پسر على ( 500 - 580 ) كرد نصيبينى نديم مستنجد عباسى ( 530 - 555 ) باشد ، كه در « معجما 10 : 126 » . معرفى شده است شرقى : ن . ك وليد شرقى . شمّر هراتى بوعمر : شمر ( م 255 ) پسر حمدويه از مردم هرات بود . در جوانى به عراق رفته از ابن اعرابى و اصمعى بياموخت و بازگشت . او كتاب « جيم » را در لغت عرب بنگاشت كه به دست ازهرى بوده است ، سپس او به ليث صفار پيوست و در سال 255 با او به فارس رفت و درگذشت . زندگينامهء او در معجما 11 : 274 ) آمده است . ( زركلى 3 : 253 ) چند كتاب در جغرافياى جبال و اوديه به وى نسبت دادهاند . ياقوت در 16 جا از معجمد به نام شمّر از او نقل دارد . ن . ك چ ع 1 ص 410 و ترجمهء فارسى ص 363 ، پانوشت 4 . شيرويه : پسر شهردار ( 445 - 509 ) پسر شيرويه ديلمى همدانى . تاريخ همدان و چند كتاب ديگر دارد و ياقوت در پنجاه جا مطالب تاريخ و جغرافيا از وى نقل مىكند . ن . ك چ ع : 1 ص 57 و ترجمهء فارسى ص 53 ، پانوشت 2 . صاحب اترجه : جمحى بو عبد اللّه پسر ابراهيم ؛ ياقوت در 6 جا آگاهىهاى جغرافيايى عربستان را از كتاب « اترجهء » نگارش او نقل مىكند .